در علم مدیریت، چشمانداز را به زبان ساده اینگونه تعریف میکنند که سازمانها برای دستیابی به اهداف و کسب موفقیت نیازمند تصویری روشن از آینده خود میباشند. تصویری که سمت و سو و جهت گیری آتی سازمان را با شفافیت و وضوح معین نماید. به عبارتی دیگر سازمانها نیز مانند انسانها، آرزوهائی برای آینده خود دارند که به آن چشمانداز میگویند.
آرمان نیز به معنی آرزو، امل، امید و رجاء بیان شده که یا دست نیافتنی است و یا در صورت امکان دستیابی به آن میبایست تلاش فراوان داشت و گرفتاریها و سختیهای آن را باید تحمل کرد. معمولا آرمانگرائی و ایده آلیسم در برابر واقعیتها قرار دارد.
بنابراین چشمانداز، آرمان و آرزو نیازمند تعریف اهداف و اهداف نیازمند تدوین و تصویب برنامهها و برنامهها نیازمند تعریف منابع، امکانات، توانائیها، ظرفیتها و البته تعیین محدودیتها میباشد. و موفقیت برنامهها مستلزم زمانبندی، بودجهبندی، اجرای صحیح برنامه، وجود تیم مدیریت و تیم اجرائی مجرب و مرتبط با موضوع برنامه، کنترل و نظارت، تجزیه و تحلیل، بازخورد و اصلاح و بهبود مستمر برنامه میباشد.
مردم عزیز و شریف ایران اسلامی قطعا به خاطر دارند که در دولتهای نهم و دهم طرفداران آرمانگرائی تخیلی نه تنها مدیران کارآزموده و تلاشگر دورن دفاع مقدس و سازندگان بنیانهای صنعتی و اقتصادی بعد از جنگ تحمیلی را به سخره گرفته و نه تنها اهداف و برنامههای سند چشمانداز 1404 جمهوری اسلامی را که توسط صدها کارشناس مجرب در مجمع تشخیص تدوین و از سوی رهبری ابلاغ گردیده بود را برای وضعیتهای مدیریتی، آرمانگرائی تخیلی خود بسیار کوچک میدانستند، بلکه برنامههائی نیز برای مدیریت جهانی در حوزههای صنعتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ارائه میکردند. و معتقد بودند که در دوره مدیریت آنها شاخصهای رشد و پیشرفت بسیار بالاتر و متفاوتتر از شاخصها و نرخهای رشد مندرج در سند برنامه توسعه و سند چشمانداز 1404 جمهوری اسلامی ایران خواهد بود و در دوران مدیریت آنها صنایع کشور شکوفا، رفاه عمومی، بهداشت و سلامت جامعه، اشتغال جوانان، شاخصهای فرهنگی و جایگاه ایران در منطقه و جهان جهش چشمگیری خواهد داشت. برنامهها و پروژههای عظیم نفت و گاز در عسلویه را، بسیار کوچک و ناچیز تلقی میکردند و مدعی بودند که سرمایهگذاریها و سرعت عملیات اجرائی پروژهها غافلگیرکننده خواهد بود.
ولی در پایان دوره هشت ساله، آثار عملکردشان شامل تعطیلی بسیاری از پروژههای عسلویه، کاهش تولید یا توقف تولید کارخانجات، سقوط بسیاری از شاخصهای سند برنامه توسعه و سند چشمانداز 1404 جمهوری اسلامی ایران و رشد فزاینده تورم و فقر عمومی، تعطیلی کارخانجات و بیکاری طیف وسیعی از نیروی کار شاغل بود.
اکنون که مناظره و بیانات بعضی کاندیداهای محترم را در کنار همان گفتمان دولتهای نهم و دهم قرار میدهیم، ملاحظه میکنیم که همانند گذشته، مطالب ارائه شده بیشتر بیان آرمانها و آرزوهای تخیلی میباشد، نه ارائه برنامههای کاری و عملیاتی متکی بر ظرفیتهای واقعی کشور در حوزههای مختلف از جمله منابع مالی، و ظرفیتهای تخصصی و میزان و سطح تکنولوژی صنایع کشور.
شنیدن اینگونه آرزوها و آرمانهای تخیلی که پایه و اساس اجرائی و عملیاتی نداشته و ندارد، بسیار نگران کننده میباشد.
کاندیداهای محترم ریاست جمهوری اگر کشورداری را با اداره سازمان، بنگاه، وزارت خانه مقایسه نکنند و نگاهی به مطالعات جهانی در حوزه شاخصهای توسعه، بهبود فضای کسبوکار، آزادی اقتصادی داشته باشند، متوجه خواهند شد که بخش قابل توجهی از مشکلات کشور ناشی از چنبره هیولای خطرناکی بنام ساختارهای اجرائی ناکارآمد و مصرف کننده ثروت ملی و منابع مالی و بودجهای کشور و نیز قوانین و مقررات انباشته شده در قریب به یک قرن گذشته که با نگاه اقتصاد نفتی تدوین و تصویب شده و ریشههای این قوانین و مقررات با ریشههای ساختارهای اجرائی درهم تنیده شده است.
بنابراین کسانی میتوانند در حوزه مدیریت اجرائی کشور توفیق داشته باشند که دانش، تجربه و تخصص و درک صحیحی از پیچیدگی، کارکرد و اثرات ساختارهای اجرائی و قوانین و مقررات متراکم مبتنی بر اقتصاد نفتی و نیز شناخت لازم از پیچیدگیهای سیستمهای اقتصادی، صنعتی، تجاری، فرهنگی و اجتماعی داخل کشور و نیز از پیچیدگیها، کارکردها و اثرات ساختارهای درهم تنیده روابط بینالمللی در سطح جهانی آگاهی داشته باشند.
موضوع کیفیت ساختارهای اجرائی و کیفیت قوانین و مقررات و اثرات آنها در رشد و توسعه هر جامعه بسیار گسترده بوده و در قالب این نوشتار نمیگنجد. ولی باید بدانیم یکی از موارد اساسی و بنیادی در اداره کشورها موضوع کیفیت ساختارهای اجرائی و کیفیت فوانین و مقررات بوده و بخش قابل توجهی از کارنامه عملکرد دولتها و حکومتها در توانائی و سرعت اصلاح، بهبود و کاهش قوانین و مقررات و ارتقاء کیفیت قوانین و نیز اصلاح و بهبود و کاهش ساختارهای اجرائی کشور و چابک سازی و متناسب سازی ساختارها میباشد.
امیدواریم که کاندیداهای محترم به جای بیان خاطرات و سوابق دیرینه خود، و یا بیان آرمانها و آرزوهای تخیلی به ارائه برنامههای عملیاتی، واقعی و متناسب با شرایط، امکانات و پتانسیلهای بالقوه و بالفعل کشور اقدام نمایند.
رضا سرائی
بدون نظر! اولین نفر باشید